شعر اربعین در بیان استاد عابد تبریزی
مقدمه
شعر اربعين از ديدگاه خيال اثر استاد محمد عابد است كه با پرداختي زيبا ، مقدمه چيني بي بديل و تصوير پردازي استاد گونه اش يكي از زيباترين و دلنشين ترين اشعار اربعين است . استاد محمد عابد ، يكي از شاعران معاصر است كه تمام زندگي خود را وقف سرودن اشعار براي اهل بيت كرد و علاوه بر سرودن شعر ، به تربيت شاگرداني نيز پرداخت .
از اين استاد سه كتاب به يادگار باقي مانده است ، كه دو كتاب حاوي اشعار به زبان فارسي و يكي از آن ها به زبان تركي مي باشد . شعر اربعين از ديدگاه خيال از كتاب ستاره سحرگاهي انتخاب شده است و دليل اين انتخاب نيز برجستگي خاص بيان و بديع در اين شعر است .
قالب شعر
اين شعر در قالب چهارپاره سروده شده است ،چهارپاره در روزگار معاصر پديد آمده و در شعر معاصر فارسي افرادي چون توللي ، خانلري و مشيري در اين قالب شعر سروده اند . در ادبيات عاشورائي بالاخص در زبان تركي خيلي كم در اين قالب شعر سروده شده است و اين كار استاد به نوعي نوآوري در عرصه شعر عاشورائي تركي محسوب مي شود. البته وزن انتخاب شده نيز دليلي ديگر بر تسلط استاد بر شعر و دانش شاعري است .
تصوير پردازي
تصوير پردازي جزء لاينفك شعر است ، اما در عرصه ادبيات عاشورائي ، اغلب ما دچار تناقضاتي در اين مبحث مي شويم و اين تناقضات نيز سرآخر به قرباني شدن شعر توسط مرثيه ختم مي شود . اما تصوير پردازي اين شعر كه جان تازه اي در روان شعر دميده است ، ياد آور تصوير پردازي هاي بي بديل نيّر تبريزي ، يحيوي اردبيلي و ... است .
در اين مقال ، نگاه مختصري به مصداق هاي تصوير پردازي در اين شعر مي اندازيم :
شش بيت اول به تصوير كردن دشت كربلا در روز اربعين مي پردازد . در اين شش بيت شما مي توانيد قوه ي خيال و قدرت آن را درك كنيد ، قوه ي خيالي كه به هزار و چند صد سال پيش مي رود ، روز اربعين ، ساعتي مانده به ورود كاروان غم ، چه تصاوير زيبايي و چه نقاشي ممتازي ....
خاك كربلا چون فرش گسترده شده و نور آفتاب پرده عارض اين فرش زيباست . نور، سطح خاك را مواج كرده و آن را چون اقيانوسي مي نماياند كه حباب هاي ان تل هاي دشت كربلا مي باشد .
در بيت سوم با تشبيهي زيبا روبرو مي شويم ، بي انتها بودن دشت كربلا ، تشبيه به بي انتها بودن درياي آرزوها شده است .
در بيت پنجم و ششم موسيقي طبيعت كربلا تصوير شده است . نقاشي صدا و چه جالب است ، تلفيق صدا در تصوير ....
در چهار پاره چهارم به نقاشي سوزناك اب مي رسيم ، در پاره اول جاري شدن اين آب بصورت جاري شدن اشك عاشق تصوير مي شود . اما پاره دوم شايد بتوان گفت از مايه تخيلي عجيبي برخوردار است ، در شبي ابري ، نور ماه تا چه حد تيره گون و كدر بنظر مي رسد ، در روز اربعين يا بعبارت ديگر در چشم خيال عابد آب چنين حالتي داشت . بيت بعدي را هم بايد خواند و اشك ريخت و لذت برد ، تناقض (پارادوكس) هاي موجود در اين بيت ، تشبيه هاي گره خورده به هم و .......
چهار پاره هاي بعدي سفري معنوي است به درون دل آب پشيمان كه سر به صخره مي كوبد و با اين كار آهنگ غم مي نوازد .
حالت ياس و اميد اين آب با چه اوصافي ، به رشته كلام در آمده است ؟ باز عنصر تناقض در القاي اين حالت رنگي بارزتر بخود مي گيرد . سكوت و ناله ، سقايت و عطش .
حس آميزي در چهار پاره هاي 11 و 12 به كمك شاعر مي رسد ، آري قرار است اين چهارپاره ها حس اندوه ، محنت و عزا را به مخاطب القا كند .
كم كم به پايان مقدمه چيني مي رسيم ، مقدمه چيني اي كه شايد به قدرت بهترين مقدمه هاي داستان هاي كوتاه تاريخ ادبيات باشد . مقدمه اي كه مي تواند بهترين سكانس فيلمي با عنوان اربعين باشد ، آري هر چه در اين ابيات دقيق تر مي شوم ، چيزي جز اصالت يك اثر هنري در آن نمي يابم . اصالتي كه هفت هنر را در چند بيت جمع مي كند .
كم كم متوجه مي شوئي كجائي ... از چه اين مكان چنين آشنا بنظر مي رسد و چرا فضايش اندوه آلود است ... و نقش اين كشف را هاتف غيبي بازي مي كند ، ناگاه با شنيدن نام كربلا ، چون مستي كه تازه بخود آمده باشد ، تمام خاطرات ماسبق در چشمت جلوه گر مي شود ، درست مي رسي به مركز عالم وجود ، نقطه غائي عشق ، قتلگاه حضرت اباعبدالله الحسين .... زمان عوض مي شود ، در قطعي نامحسوس مي رسي به زمان عاشورا ،چه تدوين بي نظيري ؟ امام در قتلگاه در حالت خوابيده ، اقامه نياز مي كند به داناي راز .... با قطع نامحسوس ديگري به اربعين بر مي گردي ....
كاروان غم در چشمت نقش مي بندد ، قطار اندوه و محنتي كه قائدش رنج و كدر است ؛ قطاري كه نظم آنها را گردون بهم مي زند و دوباره حكايت آشناي زينب و حسين ....
اين داستان اربعين است از قلم خيال و از كارگاه ذهن توانائي چون ذهن استاد عابد .

اربعین
عارضنده بير حريرين پرده نور آفتاب
سطحني موجخه گتورمش نور ، اقيانوس تك
جلوه گر بو بحر ايچينده تل لر مثل حباب
دشت لم يزرعدي تا گوز قدرتي ايلور نفوذ
انتهاسي آرزو درياسي تك نايابيدي
صفحه سنده بسكه ناهموارليق مشهود اولور
زلف جانا ن يا دل عاشق كيمي پرتابدي
ساحتي مملو دور مطلق سكوتيله ولي
بو سكوتي ايتمسه بر هم اگر بير خوش صدا
اهتزاز باديله بو نغمه تا الفت تاپور
جسم بيروحه اولور چون روح قدسي جان فزا
بير طرفده اشك عاشق تك آخوربير سو ولي
تيره دور دوتقون هواده نور قرص ماه تك
يا سالوب مهتاب رولر خجلتيندن عارضه
رنگي زنگاري اولان بير پرده دود آه تك
گون ساچيب اوستونده بير زرتار پرده نوردن
خرمن مه دور دييرسن ابر تاره پهن اولوب
انعكاسي دلده ايجاد توهم ايلوري
قلب عاشق گوئي اميد و ياسيله دولوب
گه گناهندن پشيمان مجرمه وار بنزري
كيم خطاسي كثرتيندن عفودن مايوس دور
لجه بهت و تحيّرده اولوبدور غوطه ور
ايله ساكت دور كه سيري چشمه نامحسوس دور
آخمادا سبقت ايدور امواج گاهي بيربيره
رم ييبدور گوئيا بير گله آهوي تتار
تا مسيرينده ايدور ايجاد مانع صخره لر
شدت وحشتدن ايلور ناله هر دم زار زار
بو همان آهنگ دور دشتين سكوتين سينديرور
ايلوري بو نقطه ده افزون طبيعت شوكتين
اختيار وحدت ايلور تا نسيم صبحله
السبيل آواسي ايلور پر بو صحرا ساحتين
سو نسيميندن آلار هر دل سقايت مژده سي
بو صدا تعبير ايدور اما عطش آياتني
تشنه لب لر آتش آهندن اود آلميش مگر
بو اثردن ايلوري سوز جگر اثباتني
بير طرفده بير نچه قبر ايلوري جلب نظر
فيض آلير گوندن قمر تك نور خاكندن نگاه
يوخدي نيلي پرده اما درك ايدورمعنا گوزي
هر بيرينده تيره گون بير چتر آچميش دود آه
اوز قويور هر قبره چون مين شوقيله باد صبا
نشر ايدور آفاقه عطر مشگ تاتار و ختن
چوخ ملال افزادي منظرده او توده خاك لر
هر بيري گويا چكيب آغوشه بير مظلوم اولن
طينت خاكي تاپوب قانيله گويا امتزاج
چون هواسيندن ياغير اندوه و محنت بارشي
روز روشن ليله آيت دور بو صحراده مگر
غرق اولوب ظلمتده هانسي بير ايشيق گون تابشي
دل بو سوداده كه بولسون هانسي محنت خانه دي
بيله بير دشت سراسر رنج و اندوه و بلا
بو نداني هاتف غيبي دن آلدي ناگهان
بو مصيبت لر سراسي كربلا دور كربلا
كربلا لفظي توان و طاقتين الدن آلوب
ايلدي حيرت محيطينده وجودين مغترق
پرده پرده تاپدي صورت پيش چشمنده تمام
جلوه گر اولدي يكايك خاطرات ماسبق
پا به پاي فكر سير ائتدي بلا عالم لرين
بو عوالم ده اولوب منظوري غم پابسته سي
غشوه ده يا نشئه ده قان ايچره بير گودالده
گرمدور رازه گوروب عشق و وفا دلخسته سي
خاطري قيد علايقدن تاپيب آزاده ليق
پنحه وحدتله ايلوب پاره كثرت پرده سين
مرغ جان جسمندن ايستر ترك الفت ايلسون
جوهر اصله ايدوب مايل دل آزرده سين
بال آچيبدور مرغ جان جولانگه لاهوتده
خاكدان پست ناسوتي خيالندن كنار
هيكل عشق و محبت مظهر مهر و وفا
شوق وصل يارله ايلوبدي وحدت اختيار
دل بو ديداريله حيرت لجه سينده غوطه ور
گوردي ناگه بير طرفدن توتيائي بير غبار
تا كه سينديردي نسيمين پنجه سي بو پرده ني
اولدي بير غم كارواني گرد ايچيندن آشكار
ناقه لرده بانوان كله شرم و عفاف
واحسينا ناله سيله جمله سي رطب اللسان
ناله ايلوله ايله خورشيد رولر ني كيمي
كيم اوجالدور سوزشي ذرات امكاندان فغان
گرد و خاك آلوده گل اوراقي تك گل اوزلولر
ابر نيسان تك تماما ديده گريان بي قرار
قلب لرده مين جهان درد و مصيبت مختفي
چهره لردن مين جهان اندوه و محنت آشكار
هر بيري بير نوعله آشفته درد و بلا
هر بيري بير لحنه شوريده ابراز راز
گاه بلبل تك سراپا شيون و شور و نوا
شمع تك گاهي سراسر حيرت و سوز و گداز
بير قطار اندوه و محنت قائدي رنج و كدر
بير گروه آلام و غم سر رشته داري ابتلا
شام جوريندن تمامي تيره روز و دل غمين
باشدا شوق سير باغستان دشت كربلا
تار نظمين قيردي گردون ناگهان بو رشته نين
هر بيرين بير سمتده ايتدي پريشان و نوان
مدفن عشقين تاپوب هر درد هجر آزرده سي
ني كيمي گلدي نوايه باشلادي داد و فغان
جذبه عشق و محبت تا اولوبدور رهنما
شوريله زينبده تاپدي شاه عطشان مدفنين
پنجه قهار فرقتده اولان آشفته حال
مين اميديله تاپوب آخرده وصلت دامنين
باشلادي راز و نيازه جان و دلدن يارله
آشكار ايتدي يكايك قلب مكنوناتيني
هر حكايت كيم ايدردي جور دور چرخدن
اشگ سيل آساسي ايلردي اونون اثباتني
بلبل گلزار عصمت طاير باغ وفا
اوز گلون سرگرم ايدوب مين نغمه جانكاهله
سرّ نالم سويلدي قارداش سنه معلومدي
اي هامي اسراره آگه خاطر آگاهله
كوفه ده حس ايلديم واردور مخالف نغمه لر
امر قتلونده ويروب يوز خلقه كلّي اشتباه
زنگ ريبي تا كه مرآت حقيقتدن سليم
باشلاديم تبليغه قوليم تا اولا حقه گواه
گرمديم گفتاره ناگه نطقدن عاجزلديم
طاقتيم سلب اولدي دلدن ، گتدي الدن اختيار
لحن جانبخش حجازيله جدا اوستن باشون
قدرت گفتاريمي آلدي دله سالدي شرار
مين جلال و جلوه ايله قانلي باشون نيزه ده
لعل گوهر بارده آيات خلاق غفور
زاده عمراني مدهوش ايلين لمعاتدن
كشف ايدردي معني مكنونه الله نور
لوحش الله بير ايله حسن جهان افروزدن
آيت انّي انا اللهي ايدردي آشكار
مستوي اولموشدي عرش نيزه ده اعزازيله
جاي اولوب خورشيده گويا مسند نصف النهار
تا باشون ايتدي تلاوت شوريله كهف آيه سين
اولدي اعجازوندن احيا آيت و كهف و رقيم
حشر اعظم ايلدون برپا بو اعجب امردن
اي اولان مشروح و كامل معني ذبح عظيم
اوزگه بير آيتده مندن ايلدي جلب نظر
تلخكام اولدوم يوزه اخدي گوزومدن اشگ شور
چوخ وضوحيله بيان ايلردي بو واضح اثر
كيم مقام اولموش سر مذبوحوه كنج تنور
عصر عاشورا جداده جلوه ايلردي باشون
بدر حسنوندن يتردي نور مهره انفعال
اولدي مهمان بير گيجه بير پست و ادني فطرته
صبحدم گورسندي نوك ني ده دوتقون بير هلال
بو مصيبت هر مصيبتدن منه اولدي اشد
پاي صبري راه صبر و تابده لنگ ايلدي
ويردي الفت باشيميله پيشگاه محمله
زينبي كوي وفاده سنله همرنگ ايلدي
نوحه واشعاری درموردشهدا و اسرای کربلا