حضرت امام حسین (علیه السلام)
حضرت امام حسین (علیه السلام)
ای غریبی که دل دنیا برایت سوخته
خاک صحرا، گنبد مینا برایت سوخته
در منا حلقوم اسماعیل، در آتش خلیل
طور سَینا، سینهی موسی برایت سوخته
یوسف کنعان به زندان، یونس اندر بطن حوت
آه عیسی گاه استشفا برایت سوخته
دستهدسته جنّ و حورا، فرد فرد انس و مَلَک
دستهجمعی داده جان، تنها برایت سوخته
ذرّهها در عمق خاک از غربتت بیپا و سر
قُدسیان عالم بالا برایت سوخته
جغد در ویرانه و بلبل فراز شاخسار
باز شاهی، ماهی دریا برایت سوخته
راز خلقت را ز داغت گریه آوردی حسین
مرتضی و احمد و زهرا برایت سوخته
خنجر شمر لعین، جان داده در پشت سرت
تیغ و تیر و نیزهی اعدا برایت سوخته
بغضهای کهنه کفّار پیشت شعلهور
نعلهای تازه، واویلا... برایت سوخته
ای به یاد غربت گودالت آرام رسول
خیزران و تشت زر یکجا برایت سوخته
ای برایت ذات حق، مقتلنویس کائنات
جوهر ایجاد هنگام محاکا سوخته
شاعر : مجید لشکری
!!! لطفا با نام کانال مدح و مرثیه کپی کنید !!!
در احوالات زین العابدین حضرت امام سجاد (علیه السلام)
روضه ی سوختن کرب و بلا را دیده
او وداع حرم و خون خدا را دیده
قاتل و مقتل کلِّ شهدا را دیده
عصر ان واقعه قحطی حیا را دیده
هر چه ما روضه شنیدیم تمامش را دید
اتش و سوختن اهل خیامش را دید
دیده پاهای مغیلان زده ی خواهر را
درد شرمندگی از سوختن معجر را
خنده ی شمر و سنان زجر به یکدیگر را
ساربان و پدر و قصه ی انگشتر را
کاش در کرب و بلا این همه نیرنگ نبود
کاش انگشتر و انگشت بهم تنگ نبود
روز تشییع پدر تیر سه پر پیرش کرد
قبر کوچک،تن سقا،چقدر پیرش کرد
روی نیزه شدن ان همه سر پیرش کرد
خیزران و لب و دندان پدر پیرش کرد
زیر زنجیر تمام بدنش زخمی بود
تا چهل سال دلش مثل تنش زخمی بود
شام بر روح و تنش تیغه ی تکفیر کشید
اتش از بام که افتاد سرش تیر کشید
درد بسیار تر از خنجر و شمشیر کشید
یکسر از قهقهه ی حرمله تحقیر کشید
مرد تنهای اسیران شده باشی سخت است
شاهدی بر صدقه نان شده باشی سخت است
شاعر : حسن کردی
!!! لطفا با نام کانال مدح و مرثیه کپی کنید !!!
در احوالات حضرت امام سجاد (علیه السلام)
دیر آمدی اجل دلم از غصه آب شد
کوهی زغم بروی سر من خراب شد
دنیا نساخت با من دلخسته،سوختم
قلبم ز خاطرات جوانی کباب شد
بیمار بودم و پدرم یاوری نداشت
فریادهای العطشش بی جواب شد
یادم نرفته دامن آتش گرفته را
یا دختری که زَهره اش از ترس آب شد
از روی نیزه یک سر کوچک زمین که خورد
فریاد عمه وای به حال رباب شد
من هرچه میکشم فقط از شام میکشم
آنجا که خارجی به امامت خطاب شد
هر کینه ای ز حیدر و خیبر که داشتند
با ضربه های سنگ به زنها حساب شد
در کوچه های پر ز یهودی چه سخت بود
تحقیر اهل بیت پیمبر ثواب شد
بر خورد به غرورم و مردم همان زمان
وقتی که عمه وارد بزم شراب شد
کابوس هر شبم شده بازار شامیان
تا آستین پاره به سرها حجاب شد
این درد قاتلم شده ،حرف از کنیز بود
از بین جمع خواهر من انتخاب شد
دیگر بس است جان مرا زودتر بگیر
دنیا فقط برای وجودم عذاب شد
شاعر : علی اکبر نازک کار
!!! لطفا با نام کانال مدح و مرثیه کپی کنید !!!
در احوالات حضرت امام سجاد (علیه السلام)
مانند ابر پیش یتیمان گریسته
مردی که پای غصه ی جانان گریسته
هر لحظه زندگی خودش را حسین دید
با این حساب از دل و از جان گریسته
از داغ و غصه های اسارت درون شام
با حال زار و موی پریشان گریسته
قطعا به یاد نیزه ی غربت میان دشت
او یا حسین گفته فراوان گریسته
در تشت چوب بود وحروف مقطعه
عمری برای قاری قرآن گریسته
شاید برای دختر دردانه ی حسین
وقتی که دید خار مغیلان گریسته
قطعا درون زندگی اش سود می کند
هرکس که پای عشق تو از جان گریسته
یعقوب چشم خویش برای حسین داد
کی !؟او برای یوسف کنعان گریسته
شاعر : علی اصغر یزدی
!!! لطفا با نام کانال مدح و مرثیه کپی کنید !!!
در احوالات زین العابدین حضرت امام سجاد (علیه السلام)
من سلاحم گریه و با گریه طوفان می کنم
سنگ را حتی به وقت گریه ، گریان می کنم
مثل زهرا مادرم ، مثل رقیه خواهرم
دودمان ظلم را با اشک ویران می کنم
زندگانی مرگ تدریجی است بعد از کربلا
کنج غربت درد را با درد درمان می کنم
بی اراده ذکر لب عجل وفاتی می شود
هر زمان که یاد از شام غریبان می کنم
گاه یاد قاسم و گاهی به یاد اکبرم
هر زمان که قصد رفتن بر گلستان می کنم
حرمله داد مرا بدجور در آورده است
تا توانم لعن بر آن نامسلمان می کنم
هر کجا که حرف کفن و دفن آید در میان
بی اراده یاد از آن جسم عریان می کنم
تا صدای قاری قرآن به گوشم می رسد
یاد از آن مجلس و آن چوب و دندان می کنم
خواهرم آن شب به پیش چشم من دق مرگ شد
شرم از آن ماجرای کنج ویران می کنم
شاعر : محمد حسین رحیمیان
نوحه واشعاری درموردشهدا و اسرای کربلا