روضۀ حضرت قاسم(ع)
شهید خونین بدنم، زره شده پیرهنم
خون گلو: آب وضو، غبار صحرا: گفنم
این سر من این بدنم قاسم ابن حسنم
این سر من این بدنم قاسم ابن حسنم
خون خدا را یاورم، عباس را هم سنگرم
شور حسین در سرم، روح حسن در بدنم
این سر من این بدنم قاسم ابن حسنم
این سر من این بدنم قاسم ابن حسنم
حسین آبروی من، باب من و عموی من
شهادت آرزوی من، عاشق نیزهها تنم
این سر من این بدنم قاسم ابن حسنم
این سر من این بدنم قاسم ابن حسنم
حجلهگهم، خاک زمین، سرم فدای ره دین
ناز کشم، ز تیرِکین، بوسه به خنجر بزنم
این سر من این بدنم قاسم ابن حسنم
این سر من این بدنم قاسم ابن حسنم
نیزه به سینهام فرو، برای یاری عمو
خون دل و خون گلو عسل شده در دهنم
این سر من این بدنم قاسم ابن حسنم
این سر من این بدنم قاسم ابن حسنم
حاجت من روا شده، خون دلم حنا شده
شانه به تیغها شده، زلف شکن در شکنم
این سر من این بدنم قاسم ابن حسنم
این سر من این بدنم قاسم ابن حسنم
جان من و جان عمو، جدا نمیشوم از او
اگر کند تیغ عدو، چو لاله، نقش چمنم
این سر من این بدنم قاسم ابن حسنم
این سر من این بدنم قاسم ابن حسنم
غلامرضا سازگار
پارهپاره شده آیۀ قرآن، حسن یا حسن
مانده در زیر پا، شاخۀ ریحان، حسن یا حسن
آل هاشم، گل بیارید از دو دیده، خون ببارید
واحسینا، واحسینا، واحسینا، واحسینا
گشته بی بال و پر، بلبل بستان، حسن یا حسن
چیده شد لالۀ سرخ گلستان حسن یا حسن
آل هاشم، گل بیارید از دو دیده، خون ببارید
واحسینا، واحسینا، واحسینا، واحسینا
زرهش پیرهن، جامه خونین کفنش، یا حسن
بدنش پارهتر آمده از پیرهنش، یا حسین
آل هاشم، گل بیارید از دو دیده، خون ببارید
واحسینا، واحسینا، واحسینا، واحسینا
خورده قاسم عسل، از دم شمشیر بلا یا حسین
بدنش غرق خون، در جگرش تیر بلا یا حسین
آل هاشم، گل بیارید از دو دیده، خون ببارید
واحسینا، واحسینا، واحسینا، واحسینا
غلامرضا سازگار
ای گشته زره، بر تن تو پیرهن تو
یا حضرت قاسم یا حضرت قاسم
پامال شد از سمّ ستوران، بدن تو
یا حضرت قاسم یا حضرت قاسم
قـرآن حسـن، آیـۀ ایثـار حسینـی
بگرفته به کف، جان و خریدار حسینی
از کودکـی خـویش گرفتـار حسینی
افسوس که صدپاره شد از تیغ تن تو
یا حضرت قاسم یا حضرت قاسم
ای خورده عسل از دم شمشیر شهادت
ای یافتــه در مـکتب ایثــار، ولادت
با آنکه بود در نفست روح عبادت
لبریـز ز خوناب گلو شد دهن تو
یا حضرت قاسم یا حضرت قاسم
افسوس که چون لاله، ز تیغت همه چیدند
افسـوس! کـه پهلـوی تـو، بـا نیـزه، دریدند
افسوس! که بر کشتن تو تیغ کشیدند
افسوس! کـه افتـاد خزان، در چمن تو
یا حضرت قاسم یا حضرت قاسم
ای کـرده عمـو مثل پدر، گریه برایت
ای گفته عمو جان عمویت به فدایت
ای حجلهگـه شـادی تو، بزم عزایت
ای خلعت شادی تو، بر تن، کفن تو
یا حضرت قاسم یا حضرت قاسم
یک کشتۀ صدپارهتن و این همه قاتل
بر بسمل خونین حسن، ناله کن ای دل
والله بـوَد بهـر عمو داغ تو مشکل
مثل جگر پاک حسن شد بدن تو
یا حضرت قاسم یا حضرت قاسم
سخت است عمو، جسم تو صدچاک ببیند
رخسـار دل آرای تــو، بـر خـاک ببیند
آغشته بـه خـون، این بدن پاک ببیند
مانده است سخن بر لب شکّرشکن تو
یا حضرت قاسم یا حضرت قاسم
غلامرضا سازگار
لالۀ پرپرم، قاسم ابن حسن
نور چشم ترم، قاسم ابن حسن
تشنه جان دادی بر لب دریا
آه و واویلا، آه و واویلا
آه و واویلا، آه و واویلا
زیر خنجر عمو، را صدا میزنی
پیش چشم عمو دست و پا میزنی
میروی نزد مادرم زهرا
آه و واویلا، آه و واویلا
آه و واویلا، آه و واویلا
آب غسل تو خون، زرهت پیرهن
پاره پاره شدی، مثل قلب حسن
حجلهگاهت شد دامن صحرا
آه و واویلا، آه و واویلا
آه و واویلا، آه و واویلا
سورۀ کوچکم شده نقش زمین
آیه آیه شده از یسار و یمین
گشته پامال لشکر اعدا
آه و واویلا، آه و واویلا
آه و واویلا، آه و واویلا
با لب تشنهات، پیش چشم عمو
عسلت در دهن، شده خون گلو
تو شدی کشته، من شدم تنها
آه و واویلا، آه و واویلا
آه و واویلا، آه و واویلا
نخل سبز حسن، گل سرخ حسین
خون تو در گلو، اشک من در دوعین
با لب عطشان- رفتی از دنیا
آه و واویلا، آه و واویلا
آه و واویلا، آه و واویلا
ای لب تشنهات، مانده از زمزمه
بر تو آورده آب، مادرم فاطمه
بهر دیدارت- آمـده بـابـا
آه و واویلا، آه و واویلا
آه و واویلا، آه و واویلا
نوحه واشعاری درموردشهدا و اسرای کربلا