ورود محرم
|
فرزند من كجاست؟ چه دارد؟ چه ميكند؟ |
|
ماه محرم است نبايد پدر شوم |
|
آيا پدر كه خاك بر او خوش _ چه گفت و رفت؟ |
|
ماه محرم است، نبايد پسر شوم |
|
بايد كه بيخبر شوم از هرچه هست و نيست |
|
از ماجراي خون خدا باخبر شوم |
|
ماه محرم است نبايد هبا روم |
|
ماه محرم است نبايد هدر شوم |
|
وقتش رسيده است كه خلع جسد كنم |
|
وقتش رسيده است كه از خود بدر شوم |
*
|
بي موج گريه، چشم در اين ماه، حفرهاي است |
|
بايد كه سرخ، لايق چشمان تر شوم |
|
بايد كه چشم داشته باشم نه حفره، ها! |
|
بايد شراب گريه خون جگر شوم |
|
بي سوز آه، سينه در اين ماه، دوزخ است |
|
بايد كه گرم، در خور شعله، شرر شوم |
|
بايد كه سينه داشته باشم نه دوزخ، آه |
|
بايد لهيب آتش آه سحر شوم |
*
|
آتش گرفته خيمه _ داماد كربلا |
|
سينه به سينه سوز شوم، شعلهور شوم |
|
باراني است ديده خاتون اهل بيت |
|
چشمه به چشمه اشك شوم پرده در شوم |
|
وقتش رسيده است كه با گريه بر حسين |
|
چون قصه حسين به عالم سمر شوم |
|
وقتش رسيده است كه آيينهدار شمس |
|
وقتش رسيده است غلام قمر شوم |
|
دور سر بريده تن پاره علي |
|
پرواز را كبوتر بيبال و پر شوم |
|
تشييع دستهاي علمدار آب را |
|
وقتش رسيده است كه آسيمه سر شوم |
|
وقتش رسيده خطبه شوم، خطبهاي بليغ |
|
وقتش رسيده شعر شوم، شعر تر شوم |
|
وقتش رسيده شاعر و شمشير و هو! هلا! |
|
وقتش رسيده شير شوم شير نر شوم |
|
ماه محرم آمد و محرم شدم به تيغ |
|
آمادهام كه محرم خون و خطر شوم |
|
با نالههاي حضرت سجاد از سحر |
|
تا شام سرخ آمدهام، همسفر شوم |
|
ماه محرم است و نماز حسين را |
|
آمادهام، حواله اگر شد، سپر شوم |
*
|
وقتش رسيده است يزيد پليد را |
|
همچون زبان زينب كبري تشر شوم |
|
وقتش رسيده است كه در چشم ابن سعد |
|
چونان به چشم شمر لعين نيشتر شوم |
|
وقتش رسيده حرمله نابكار را |
|
گردن به تسمه گيرم و تير و تبر شوم |
|
مرد خدا به غير شهادت هنر نداشت |
|
وقتش رسيده است كه اهل هنر شوم |
*
|
وقتش رسيده است كه مختارگونه سرخ |
|
با قاتلان خون خدا در كمر شوم |
|
يعني به كينهخواهي اولاد فاطمه (س) |
|
شمشير بر كشم به شب و حملهور شوم |
|
قرعه به نام من اگر افتد، خوشا كه من |
|
خوني قوم بينسب بيگهر شوم |
|
با دست من خدا بكشد زنده زندشان |
|
من، پل براي رفتنشان تا سقر شوم |
|
از اسبشان به زير در آرم به چابكي |
|
در خونشان به شيرجهي تند تر شوم |
|
بر تن كنم به رزم ستم چار آينه |
|
چشتهخوران بيسر و پا را چغر شوم |
|
چيزي به جا نمانمشان از چهاربند |
|
زي چار ميخ نكبتشان راهبر شوم |
|
سرهايشان به نيزه بر آرم يكي يكي |
|
حكم قصاص، حكم قضا و قدر شوم |
|
آتش كشم به خيمه و خرگاهشان به خشم |
|
نيزه به نيزه در پيشان سر به سر شوم |
|
شيرينتر از عسل بچشم طعم مرگ را |
|
در كامشان قهقهه قهوه قجر شوم |
|
سقاي مرگشان شوم از جانب خداي |
|
رهبانشان به مهلكه جوي و جر شوم |
*
|
ماه محرم آمده پا در ركاب خون |
|
در خون خويش آمدهام مستقر شوم |
|
بر چشم دشمنان قسم خورده علي (ع) |
|
مانند تير آمدهام كارگر شوم |
*
|
با اين جماعت عقب افتاده جهول |
|
يك كوچه هم مباد، شبي هم گذر شوم |
|
نه! نه! نميتوانم هرگز نميشود |
|
از نو به جهل، آدم عصر حجر شوم |
|
تيزند و تند و تسخر و طعنه طريقتشان |
|
نه! نه! نميتوانم، شير و شكر شوم |
|
نرمش گذشته از من و با اين گروه سخت |
|
نه! نه! نميتوانم از اين نرمتر شوم |
|
پس بهتر است صاعقه باشم به چشمشان |
|
پر هيب مرگشان هم در هر مقر شوم |
|
از سايهام هراس بيفتد به خوابشان |
|
كابوسشان هر آينه از هر نظر شوم |
*
|
ماه محرم آمد و افسوس ميرود |
|
آمادهام كه راهي ماه صفر شوم |
|
ماه محرم آمده بايد دگر شوم |
|
بايد به خود بيايم و زير و زبر شوم |
|
بايد سبك عبور كنم از خيال سود |
|
بايد خلاص از تب و تاب ضرر شوم |
|
آزاد از مثلث تزوير و زور و زر |
|
آزاد از هر آنچه نقوش و صور شوم |
|
بايد عوض شوم چه به چپ چه به راست،ها |
|
بهتر اگر نميشود از بد بتر شوم |
|
از بد بتر چرا شوم اما؟ محرم است |
|
از خوب ميشود كه در اين ماه، سر شوم |
|
اين ماه ميشود كه شوم چيز ديگري |
|
يك چيز ديگري كه ندانم اگر شوم |
|
يك چيز ديگري كه نبايد به وهم هم |
|
يعني كه نه فرشته شوم نه بشر شوم |
|
خير مجسم است محرم، بعيد نيست |
|
اين ماه، تا ابد تهي از هرچه شرشوم |
|
حتي اگر يزيديم و در سپاه كفر |
|
چون حر، بعيد نيست شهيد نظر شوم |
|
شب با يزيد باشم و فرداي انتخاب |
|
قرباني حسين، نخستين نفر شوم |
|
اينك، نداي: «كيست كه ياري كند مرا» |
|
ماه محرم است مبادا كه كر شوم |
|
ماه محرم است كه بيتاب جستجو |
|
در خود همه فرو روم از خويش بر شوم |
|
وقتش رسيده است بگيرم علم به دوش |
|
تكيه به تكيه سينهزنان نوحه گر شوم |
|
وقتش رسيده است كه چون باد روضهخوان |
|
كوچه به كوچه مويه كنان در به در شوم |
|
وقتش رسيده است خرابه خرابه آه |
|
وقتش رسيده لاله كوه و كمر شوم |




نوحه واشعاری درموردشهدا و اسرای کربلا