در شهادت حضرت امام حسن (علیه السلام)

 چشید جرعه ای از آب و آب شد جگرش

 کسی نبود و ندیده چه آمده به سرش

 به جرعه های شرر بار پای تا سر سوخت

چنان که نور تماشا برفت از نظرش

میان حجره که شمع وجود او شد آب

 گذشت خاطره هایی به پیش چشم ترش

 از آن شراره دل یاد شعله ها افتاد

 لهیب و شاخه طوبا کنار برگ و برش

هنوز خاطره ریسمان بیادش هست

که بسته شد به مدینه دو بازوی پدرش

هنوز غصه ای از غصه های  دیگر اوست

که خورد فاطمه سیلی نشد شود سپرش

 اگر ز شدت زهر جفا سوالی هست

 ببین به روی لب خونی حسن اثرش

از آب رفع عطش میکنند اما او

چشید جرعه ای از آب و آب شد جگرش

شاعر : محسن غلامحسینی

!!! لطفا با نام کانال مدح و مرثیه کپی کنید !!!