حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام)

الهي الهي به حق حسن‌(ع)

به آن عسكري‌(ع)، مونس ذوالمنن

به آن اسوة زهد و تقوي و راد

به آن زبدة عالم عدل و داد

به آن گوهر تابناك ولا

به آن جوهر عصمت كبريا

در اين عصر بي دردي و ننگ و عار

رها كن مرا از غم روزگار

الهي الهي به مهدي‌(ع) ماه

به آن صاحب مكنت و عزّ و جاه

به آن آخرين يادگار رسول‌(ص)

به آن طالب خون پاك بتول‌(س)

به آن صاحب ملك و صاحب زمان‌(ع)

خديو ملك منظر انس و جان

مرا مي ز خمخانه او بده

شرابي ز ميناي «ياهو» بده

ز جان تا شوم مست شيداي او

بسوزان دلم را به سوداي او

جهان پر ز ظلم و ستم گشته است

پر از غصّه و درد و غم گشته است

نه از مهر و عدل و عدالت خبر

نه از دين حق و ديانت خبر

نباشد خبر از نشاط و سرور

نبينم به دوران به جز ظلم و زور

نه در خيل مردم وفا مانده است

نه مهر و نه لطف و صفا مانده است

برونها همه صلح و مهر است و داد

درونها همه پر ز مكر و فساد

در اين روزگار پر از درد و غم

كجا باشد آن قائم منتقم؟

الهي به آن صاحب ذوالفقار

مرا وارهان از غم انتظار

به «فيروز» و «فاني» ز راه كرم

عنايت كن و وارهان از الم

به هر دو كه باشند بيمار او

مهيّا نما راه ديدار او

كند شمس حق تا ز مشرق ظهور

مرا مست كن از شراب طهور

به آن جوهر جان و جان جهان

مرا ز آتش قهر خود وارهان

ندارم به كف غير عصيان خويش

مرا ميهمان كن به احسان خويش

به فضل تو هستيم اميّدوار

كرم كن ببخشا به هشت و چهار

 شاعر : استاد فانی تبریزی

منبع : کانال اشعار استاد فانی