اذان گفتن بلال بعد از رحلت حضرت رسول اکرم (صلی الله)
اذان گفتن بلال بعد از
رحلت حضرت رسول اکرم (صلی الله)
کرد رحلت سوی جنت چو رسول قرشی
تنگ شد وسعت یثرب ببلال حبشی
مردکی را بسرمسند دین والی دید
زنبی مسجد و محراب نبی خالی دید
طاقتش طاق شد از گردش دورایام
کردهجرت زمدینه بسوی کشورشام
بود در شام شبی خفته دل ازغصه کباب
گفت با وی نبی امی و مکی درخواب
کای وفا پیشه بدینسان زچه مهجورشدی؟
کی جفا کرده که ازمرقدمن دورشدی
کرد از شام بفرمان رسول مختار
بازرو سوی مدینه دل بی صبرو قرار
گفت روزی به علی فاطمه با درد و ملال
که فتاده بسرمن هوس صوت بلال
غم هجران نبی ساخته پرخون جگرم
خواهم ازاو شنوم نام نکوی پدرم
زعلی کرد بلال ازپی تسکین بتول
آخرازکثرت اصراربناچارقبول
شد چو آوازبلال ازپی تکبیربلند
بانگ تکبیر-دل فاطمه ازجای بکند
صوت تهلیل چو برداشت بتوحید الاه
روزشددرنظرفاطمه چون شام سیاه
بعدتوحیدخدا چون پی تکمیل اذان
برد باگریه بلال اسم محمد بزبان
یاد ایام پدر کرد و برآورد خروش
رفت طاقت زدل فاطمه و شد مدهوش
گشت دامان وی ازخون جگرمالامال
ازاذان گفتن خودشد پشیمان بلال
ای دریغا که مرا شد جگرازغصه کباب
یادم آمد زسکینه بره شام خراب
که بد آن غم زده را هرقدمی مدنظر
بسر نیزه خولی سرپرخون پدر
فرصت گریه نمیداد بان طفل صغیر
سیلی شمرستم پیشه مردود و شریر
هرکه میبرد اگرنام حسین را بزبان
آمدی برسراو ازهمه سو کعب سنان
(صامتا)حشر ز اشعارتو کرده است قیام
بهترآن است که یکبار کنی ختم کلام
شاعر : مرحوم صامت بروجردی
!!! لطفا با نام کانال گنجینه گذشتگان کپی کنید !!!
نوحه واشعاری درموردشهدا و اسرای کربلا