چشم پدر به راه بود، ای پسر بيا

تا جان نرفته از تن او، زودتر بيا

از پشت ابر، ای قمر فاطمي درآي‏

تا شب به در رَوَد، چو فروغ سحر بيا

هم صاحب الزمانی و هم صاحبِ عزا

بهر نماز بر تن پاک پدر بيا

افتاد جام آب، ز بس دست لرزه داشت‏

در پيکرش نمانده توانی دگر بيا

در احتضار باشد و چشم انتظارِ تست‏

باز است اين دو پنجره بر ره، ز در بيا

بس ‌‏اشکِ مردم از پیِ تشييع آمده

خاکی نمانده، شيعه چه ريزد به سر؟ بيا

صاحب عزا به ختم، حضورش مسلم است‏

مردم تمام منتظِر؛ ای منتظَر بيا

پاره جگر شده‏است و جگرپاره جز تو نيست

ای پارۀ جگر! برِ پاره جگر بيا

شاعر : علی انسانی

!!! لطفا با نام کانال مدح و مرثیه کپی کنید !!!