حضرت امام حسین (علیه السلام)
حضرت امام حسین (علیه السلام)
هر چند تشنه بود و زبان بیان نداشت
اما کسی برای شنیدن امان نداشت
خورشید با ستاره به میدان رسیده بود
جز او ستاره ی دگری آسمان نداشت
لب تشنه بود و در طلب آب از فرات
اصلا کسی به حمله دشمن گمان نداشت
این اخرین ستاره به دامان مهر عشق
می سوخت از حرارت و تاب و توان نداشت
در اخرین نگاه به میدان و خیمگاه
دیگرتوان ناله و اه و فغان نداشت
آنسو حریف تیر چنان درکمان نهاد
گویا دگر فراغت هیچ امتحان نداشت
تیر سه شعبه کاش به مقصد نمی رسید
ایکاش این حریف ز اول کمان نداشت
تیر آنچنان به طایر جانش نشست کرد
حتی برای بال زدن هم زمان نداشت
آتش گرفت عالم هستی از این ستم
اما کرانه ، صبر خدای جهان نداشت
از بیکسی غریب زمان شد غر یب تر
جز اشک و اه مونس و ارام جان نداشت
نه روی رفتنش به خیام و نه ماندش
با زخم عشق طاقت زخم زبان نداشت
شاعر : محمد هوشمند
منبع : کانال اشعار مدهوش
نوحه واشعاری درموردشهدا و اسرای کربلا