زبانحال به حضرت رباب (سلام الله) آب و آتش
زبانحال به حضرت رباب (سلام الله)
آب و آتش
وقتی شوند قافیه با هم رباب و آب
این آب آتشی شود اندر دل رباب
سوزنده چون گدازه آتشفشان بود
وقتی که می چکد به رخ زرد اشک ناب
هر جا صدای طفل صغیری رسد بگوش
حتی به خنده هم به دلش میدهد عذاب
در هر کجا که آب ببیند و یا که مشک
از هُرم خاطرات ، دلش می شود کباب
بی اختیار صبح و مسا ناله می کند
آه ای رباب! بس کن و یک لحظه هم بخواب
وقتی بخواب رفته به کرّات دیده است
تیر سه شعبه سوی دلش می کند شتاب
یک لحظه هم ز داغ دلش کم نمی شود
بارد اگر چه دیده شب و روز چون سحاب
باید اجل بیاید و از غم رها کند
ورنه خوش است با غم خود زیر آفتاب
مدهوش ناله های رُباب است اهل دل
چنگی به دل چگونه زند نغمۀ رَباب
شاعر : محمد هوشمند
منبع : کانال اشعار مدهوش
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی ۱۳۹۷ ساعت 20:0 توسط شهرت گوزلی و رحیم حسینی نژاد
|
نوحه واشعاری درموردشهدا و اسرای کربلا