در مدح حضرت زینب (سلام الله) یابنتُ الْوقار
در مدح حضرت زینب (سلام الله)
یابنتُ الْوقار
آن کیست کز او مُصحف عشّاق مُذهّب
وان چیست بر او گلشن قدّیس مرتب
رخشنده چو خورشید فروزندۀ افلاک
تابندۀ چو ماهست نماینده چو کوکب
قد سرو روان نرگس مستانۀ مست
روز است به رخساره و پیرایۀ او شب
آن کیست که محراب دو ابروی کمانش
مسجد به مَلک ، مُلک مَلک را همه مطلب
دُرج دهنش حاملۀ لؤلؤ لالا
آب حیوان را دهنش ظلمت و مشرب
آن کیست که صحرای بلا مسجدالاقصی
معراج ورا رَفرَف عشقش شده مَرکب
بر پرتو سبحات جلالی چو سَجنجل
زان بر فلک عزّ و جلالت زده مِضرب
آن کیست که با تیغ زبانش بربوده
در دشت بلا گوی سبق از همه مُصعب
شیرانه و شیر اوژن و شیرافکن و شیری
چون شیرخدا شرزه و غرّان و
تفتیده و طوفنده و برهم شکننده
طوفان زدۀ بحر بلا حضرت زینب
شبگیر تو را مصلحت کار در این بود
در مکتب زینب شده ای کودک مکتب
شاعر : استاد شبگیر تبریزی
برگرفته از کتاب آه
منبع : کانال استاد شبگیر
نوحه واشعاری درموردشهدا و اسرای کربلا