در مدح حضرت فاطمه (سلام الله)

قلم قدم چو گذارد به ملک مدحت او

زبان به کام کشد از شکوه شوکت او

به عرش تکیه زده بر اریکه‌ی «لولاک»

شده‌ست شاه نجف شحنه‌ی حکومت او

نماز را زده مُهر قبول مِهر بتول

عبث بود همه طاعات بی‌اطاعت او

رکوع کرده به او، ماه گر هلال شده‌ست

طلوعِ مهر کند سجده رو به طلعت او

به گرد مقدم او آسمان زمینگیر است

سپهر خاک شود در هوای خدمت او

گرفت هستی از او آدم عدم‌طینت

سرشتِ خلق: بقایای خاک خلقت او

مراست مایه‌ی امّید اشک، کآتش حشر

خموش می‌شود از اشک بر مصیبت او

شاعر : محمد جواد مرادخانی

!!! لطفا با نام کانال مدح و مرثیه کپی کنید !!!